![]() من ّآرینام: عاشق بارون خسته از دنیا در انتظار زندگی ... کرم خاکی نیستم من افتابم جویبارم من بی تابم تا به چند اینگونه در یک دخمه بی پروازماندن؟ تا به چند اینگونه با صد نغمه بی اواز ماندن؟ همه دلتنگیهام از نباریدن باران است
پست الکترونیک قديم نديما قديم نديما
اسفند 1384
بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 جستجو
همدلان
تا اوج پرواز
نفرت لبگزه برگ خزان سکوت سرد شب های سفید شکست یک عاشق اواره سراب بچه ایران سایه بون فقط خودم... فقط خودت می نویسم پس هستم باران احساس kufeh god is love سوشیانت خاك دل پوچ.س..ت...ان كافه زير دريا :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
ما اينجاييم:
اومديم نبوديد: RSS
|
تا اوج پرواز
انقدر فاصله ها را می گریم تا بیایی و عشق صدای فا صله هاست... ولی من این فاصله رو نابود می کنم...
|+| نوشته شده توسط ارینا جون در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384 ساعت 0:54
با یه دنیا
عشق... دلتنگی... بوسه... نازنینم تولدت مبارک |+| نوشته شده توسط ارینا جون در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 ساعت 0:32
عزیزم هر چند دلتنگ در کنارت بودنم حتی برای یک لحظه
اما... لمس بودنت مبارک
|+| نوشته شده توسط ارینا جون در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 ساعت 0:24
عزیزم اینو داشته باش تا بعد... |+| نوشته شده توسط ارینا جون در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 ساعت 0:17
من امشب به نیت گام نهادن تو به بیست و پنجمین بهار زندگیت... ۲۵ بار خدای برگهای پاییزی را سجده می کنم...۲۵ گلدان را اب می دهم...۲۵ کبوتر را ازاد می کنم...۲۵ گل را نمیگذارم کودکان بازیگوش بچینند...۲۵ بار به روی رهگذران خسته لبخند می زنم...۲۵ هزار بار اه می کشم...۲۵ هزار بار سر بر اسمان کرده و دعایت می کنم...۲۵ هزار بار خوشبختیت را از خدا می خواهم و می گیرم... ۲۵ بار خدا را با لحن های مختلفبا ۲۵ اشک زلال صدا می زنم و می گویم:
۲۵ بار به توان بیست و چند هزار بار ان عدد مجهول تولدت مبارک |+| نوشته شده توسط ارینا جون در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 ساعت 0:12
خسته ام ...
خسته تر از خستگی غروبم... خسته از دوری و فاصله ام... دلتنگم... دلتنگ نباریدن باران... دلتنگ نیامدنت... می خواهم زیر هجوم نور خورشید آب شوم و جاری... می خواهم انقدر بگریم تا اوج پرواز... تا محو شدنم در اسمان انقدر می گریم تا فاصله را به زانو دراورم لعنت به این فاصله که هر چه می کشم از اوست... ای اسمان اخر می بارانمت... ای فاصله اخر می خشکانمت... با دل دریاییم...
|+| نوشته شده توسط ارینا جون در یکشنبه ششم شهریور 1384 ساعت 20:58
انگار دنیا رو بهم دادی........... |+| نوشته شده توسط ارینا جون در پنجشنبه سوم شهریور 1384 ساعت 20:39
|